|

ای بزرگ موندنی ای طلایه دار روز سایه گستر روتن از گذشته تا هنوز
ای صدات صدای نور تو شب پوسیدنی ای سخاوت غمت بهترین بوسیدنی
واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی
اگه شعرم زمزمه توی بازار صداست تپش قلبم اگه پچ پچ شاپرکاست ترو فریاد میزنم ای که معجزه گری ای که این شب زده رو به سپیده میبری
واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو
شکوفایی تاریخ منی
ای تو یاور بزرگهمه قلبای شکسته ای تو مرحم عزیز هر چی دست پینه بسته رو کدوم قله نهشستی تو که دنیا زیر پاته قه دستای خالی لرزش پاک صداته
توی قرن دود و اهن تو رسول گل و نوری تو عطوفت مسلم تو حقیقت غروری
واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی
تو مفسر محبت تو طلایه دار صبحی فاتح تاریخی من تو خود سردار صبحی اسم تو اسم شب من ه شکوه اسم اعظم متبرک و عزیزی مثل سجدهگاه ادم
واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو
شکوفایی تاریخ منی
|