به مناسبت عيد غدير ميخوام از غم بيام بيرون و شادي كنم
اول از همه عیدتون مبارک دوستتون دارم خیلی زیاد
از عشق بگم تا همه دوستاي خوبم حس تنها موندن و غم رو براي يك روز هم كه شده بذارن كنار و با من شادباشن
خداي من ....
خدا ي خوب و مهربونم .امروز دوست دارم باهات حرف بزنم .از خودم بگم از همه چيز بگم .ميدونم كه توي اين مدت طولاني فراموشت كرده بودم اما نه فراموشت نكرده بودم چون تو توي دلم بودي و خيلي كمكم كردي .
كمكم كن تا بتونم غم عشقم رو به دست فراموشي بسپارم و دوباره بشم همون شيرين شاد و شنگول كه همه دوستش دارن .
پاي پياده به سويت خواهم امد تا بداني كه وسعت عشق من بيش از اين هاست . به كلبه درويشي خويش ميرسم . سازي مينوازم . سرمست ميشوم از عطر نفس هاي تو . عجينم كن با بودنت . حس غربت را از چشمانم بگير و زيبايي رو به انها ببخش . حسرت را از من دور كن و اه و ناله ام را به اعماق پرتگاه بينداز و به من از چشمه زلال عشق بنوشان .
التهاب روزهاي تنهايي ام را از من بگير تا بدانم كه خانه معشوقه ام كجاست . بگذار تا بار ديگر متولد شوم . اينبار من باشم و تو و معشوقه ام . بگذار تا من باشم ان شيرين هميشگي و فرهاد گمشده ام را بيابم و شبها در اغوشش به صبح برسانم و او با دستانش گيسوانم را نوازش كند .
مهربان من هميشگي ترين تويي . كه وسعت اسمان را به اوج ميرساني و از غروب لحظه ها كودكي را متولد ميسازي كه شايد خود التهاب باشد و يا نور و شادي . جسم خسته ام را بميران و از وجودت در من بدم تا من باشم تكه از لطف تو . هميشه شكر گذارت باشم
دوستت دارم
بعضی از دوستان ازم خواستن که خودم رو معرفی کنم البته من خودم رو در پست قبلیم معرفی کردم اما این معرفی برای دوستانیه که تازه با وب من اشنا شدن پس برای بیشتر شناختن من روی ادامه مطلب کلیک کنید تا بدونین من کیم .
ادامه مطلب