سلام به همه اونایی که با شرمندگی باید بگم توی این مدت طولانی که کم نیست دریک ماه دلنگرانشون کردم و بهشون سر نزدم .
همیشه همدم بادو تگرگم صدای زخمی میلاد و مریم
تنم محکومی شلاق ابراست دلم ابی تر از موجای دریاست
یه عمر خواب خورشید و میبینم که تو اغوش سنگیم خونه کرده
نگاهم روبه فردا های زیباست تب رفتن من و دیوونه کرده
اگه فریاد طوفان تو گلومه اگه شب سایه سایه روبه رومه
اگه عمری اسیر انتظارم اگه راهی به جز موندن ندارم
منم من اخرین اسیر این زمین که حتی یک نفس ویرون نمیشم
تنم زخمی ترین دلم تنها ترین ولی با بغض شب همخونه میشم
میدونم که همتون از من دلخورین اما به خدا دلیل نیومدنم برای همتون قانع کننده است
به خدا دلم برای همتون تنگ شده بود برای تک تک شما برای همتون به خدا میاومدم و نظرای قشنگتون رو میخوندم اما چون نمیتونستم بهشون جواب بدم خیلی حالم گرفته میشد چون سر کلاس بودم و دزدکی استادمون وبم رو باز میکردم همین که میاومدم جواب بدم بلند میگه خانم ... وبلاگ نگاه نکن من هم مجبورم ببندمش از خونه هم که نمیتونم به نت وصل بشم چونکه فعلا تلفنمون یک طرفه است . به خاطر استفاده بیش از حد من از اینترنت . مادرم مجازاتم کرده وگفته که فعلا وصلش نمیکنم تا ادم بشی نمیدونه اگر میخواستم ادم بشم تا حالا شده بودم نه بچه ها ما معتادای اینترنتی همیشه معتادیم و هیچ وقت نمیتونیم ترک کنیم میتونیم اما تا زمانی که جلومونه وسوسه میگیرتمون و دیگه نمیتونیم نه .
از یه طرف هم محل کار جدیدم به اینترنت وصل نیستند . خوب حالا بهم حق میدین یا نه هنوز از دستم دلخورین .
اما به خدا به همتون همین جا قول میدم که حداقل هفته ای یکی دوبار رو اپ کنم و به همتون هم سر بزنم حالا بخندید دیگه ترو خدا دلم میترکه میبینم که از دستم دلخورین باشه قربون همتون بشم الهی ...
راستی تا یکی دو روز دیگه هم ترکیدن سایتم رو میبینید شاید چیز ساده ای باشه اما متفاوت امیدوارم خوشتون بیاد ترکیدن انچنانی نیست ها اما خوب دیگه واسه دل خودمون هم که شده خودمون رو تحویل میگیرم که قراره چیکار کنیم
میبینید قربونتون
فدای همتون بشم حالا هم کلی مطلب نوشتم برید حال کنید طلافی این یک ماه .
دوستون دارم به خدا شما برای من مثل یه خانواده هستید که اگر یکیتون دلخوری داشته باشه انگار توی چشمای من خار فرو کردن . دوستون دارم بدون حد و مرزو
ادامه مطلب