زیر بارون گریه کردم که نبینی که نبینی که نبینی گریه هام و
نشنوی بغض صدام و نبینی شکستنام و
تو خیابون تک و تنها راه میافتم که نگی که نگی دوست ندارم
نگی باورت ندارم
نگی که تنهات میذارم
نمیخواستم که بدونی از دوریت دلم میگیره
سرده گونه های خیسم وقتی که بارون میگیره
یادته بهت میگفتم نری و تنهام نذاری
گفتی رسم روزگاری مونده یه قاب خالی
وقتی بغضم شکست و زیر بارون گریه کردم
نمیخواستم که بدونی هنوزم عاشقت هستم
چشمام و به دنیا بستم هنوز هم به پات نشستم
هنوزم عاشقت هستم
به همون چشای معصوم به همون قلب شکسته
به خدا قسم که قلبم پای عشق تو نشسته
به همون دستای گرمت به نگاه مهربونت
از رو اجبراره که میرم و قلبم و ازت میگیرم
میرم و تنهات میذارم تو گذشته هام میمونم
میدونی وقتی که رفتی ندیدی که بیقرارم
از همون روزای رفته من هنوز خبر ندارم
میدونی وقتی که رفتی ندیدی که بی قرارم
از همون روزای رفته من هنوز خبر ندارم
دست تکون میدم و میرم جلوی چشات میمیرم
میرم و تنهات میذارم خداحافظت رو میگم