بعضی وقتا اونقدر احساس تنهایی میکنم که فکر میکنم هیچ کسی دورو برم نیست
من و خودم وخدای خودم
خدایا به کدامین گناه مجازاتم میکنی
همیشه تنها می نشینم در گوشه ای تاریک و سرد
و به التهاب روزهای رفته ام می نگرم
وبه غربت چشمانت
آیا تو همان.... من هستی
آیا تو همان ارزوی شبهای خسته ام هستی
بیا
و بدان دوستت دارم
دوستت دارم
خسته ودلگیرم از دنیا خدایا با چه دردی من بسازم
درد عشق درد دوری درد تنهایی
درد شکم دردپا درد سر
گفتم وسط این همه غصه یه کمی نمک بریزم خوبه
به عنوان آخرین حرفم واسه این پستم
خدایا یه دوایی واسه این دردا پیدا کن
یه مسکن که بشه بخوریم و همه دردها رو فراموش کنیم
موفق باشید