|
نمیدونم چمه
این روزا خل شدم یه جورایی اساسی زده به سرم اما نترسید خوبم
امروز خواب قشنگی دیدم خیلی قشنگ اون حس قشنگ اون عشق قدیمی باز هم امروز اومده بود سراغم .
بخوام تعریف کنم خیلی طول میکشه .
اما جاتون خالی اینقدر این خواب واسه من زیبا و قشنگ بود که عشق رو با تمام وجودم بعد از این همه مدت حس کردم.
هیچکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته
هیچکی نمیتونه بفهمه که صدام از چی گرفته
هیچکی نمیونه تا بامن توی راهم هم سفر شه
آخه میترسه که با من با دل من در به در شه
هیچکی نمیدونه که چشمام چرا همیشه خیس خیسه
چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمینویسه
هیچکی نمیدونه که قلبم تا حالا چند دفعه شکسته
هیچکی نمیدونه سر راه اون تا حالا چند دفعه نشسته
آخه تو کلبه سوت و کور و تاریک قلبم خورشید که جا نمیشه
میدونم اگه تا لحظه مرگم بگردم دنبالش پیدا نمیشه
|