يادتونه گفتم ديگه از غم نميگم.
آخ آخ آخ راستي سلام خوبين خوب خدا رو شكر
بعد از اين همه مدت اومدم و بدون سلام رفتم سر موضوعي كه ميخوام ازش حرف بزنم.
واقعا به اين نتيجه رسيدم كه عشق شايد معنايي نداشته باشه. اما چرا پر از معناست اما واقعا ميشه عشق رو كه از دست دادي دوباره به دست بياري؟
من در اين مورد اينطوري به خودم جواب دادم! اينكه ميشه دوباره به دستش بياري اما اگر اطرافيانش بذارن.
اين و ميگم چون واقعا به اين نتيجه رسيدم.
انگار نه انگار
انگار نه انگار،
ميام دورت بگردم ميگي گشتن نداره تو ميدوني چه كردي كه اين دل بي قراره.
يه دل نه صد دل عاشق ولي انگار نه انگار امون از دست اين دل امون از دست دلدار
واقعا حالا كه تصميم گرفتم فراموش كنم همه چيز رو احساس ميكنم كه خالي شدم. از غم از اشك هايي كه خيلي وقتا مي اومدن سراغم و من بايد اروم و بيصدا بهشون راه نشون ميدادم كه نكنه اشتباه برن و به بعض فشار بيارن و يهويي طوفاني بشن و همه زمان و زمون بفهمن كه چشمام بارونين
الان فقط به اميد دارم فكر ميكنم منظورم اميد و زندگي.
به اينده روشني كه دارم من و جستجو ميكنه و من براي رسيدن بهش دارم تلاش خودم رو ميكنم.
امون از دست اين دل امون از دست دلدار
شايد يه جايي يه روزي يه كسي هم منتظر من باشه. پس به اميد اون روز منم پيش ميرم
آهاي اهل محل، آهاي مهمونا كسي هست كه بخواد با من اين راه و بياد شايد يكي هم منتظر اون باشه
پس يا علي
------------
جا داره همینجا از دوستایی که به ضیافتم اومدن اما اثری از خودشون نذاشتن و یا اینکه وبلاگشون باز نمیشه و یا نمیشه پیغام گذاشت تشکر کنم.
مرسی از همه