|
چشم من بیا من و یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکن
غیر گریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نماید زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد.
داغون داغونم. امشب از اون شباست که تا صبح با خودم کلنجار برم و فکر و خیال نفسم رو بگیره و تا صبح جون بکنم.
خستم از همه چی؟
احساس میکنم که پوچ شدم.
هر چی دریا رو زمین داره خدا با تموم ابرای آسمونا
کاشکی می داد همه رو به چشم من تا چشمام به حال من گریه کنن
وقتی که یکی رو از عمق وجودت دوست داری و از تمام وجودت- علاقت- عشقت- جونت مایه میذاری و آخرش بهت پشت میکنه و میره دلت میخواد بمیری.
اما هیچ وقت اینطوری نمیشد. اما این اخر ماجرا نیست.
تمام روز رو با خودت کلنجار میری که کجای کار اشتباه بوده. چه خطایی ازت سر زده که اینطوری شد.
دلم گرفته از همه چی از گریه های شبونه
از رنگ سیاه ماتم. از عشق از موندن و بودن
حتی از خوندن
اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد
سرنوشت چشاش کوره نمی بینه زخم خنجرش می مونه تو سینه
لب بسته سینه غرق به خون قصه موندن آدم همینه
حالا منم تنها با عشق خودت داریوش
صداش بهم آرامش میده انگار میفهمه توی دلم چیه. ناخوداگاه به اوج رویا میرم. و به اتفاقی که افتاد به عشق به یکدلیمون یه همه چی فکر میکنم و از سادگیم خندم میگیره چه روزایی که اشک ریختم. در حین خندیدن اشک از گوشه چشمام سرازیر میشه.
نمیدونم چه حسیه. بخندم به این دنیای عجیب و یا گریه کنم به حال و روز و تنهایی خودم.
یاد خدا می افتم که توی این مدت چقدر فراموشش کردم. بلند میشم و با گفتم اسم خدا وضو میگیرم.
قرآن رو برمیدارم و چند برگی از ایات رو میخونم تا اروم بشم.
اروم میشم اما هنوز ته دلم میلرزه- دستام یخه- وجودم خالیه
خدا رو بابت این امتحانش شکر میکنم. و ازش میخوام بهم صبر میده.
احساس میکنم کسی توی اتاقم وجود داره. حس عجیبیه. صدای غریبی میاد و میگه خدا با توئه.
دوباره لمسش کن.
و من دوباره خدا رو لمس میکنم. با آیاتش و دور میریزم تمام لحظه های تنهایی رو.
اما سخته. ولی من میتونم دوباره از نو شروع کنم. و این بار فقط عاشق خدای خودم میشم. خالق خودم. که هیچ وقت بهم پشت نمیکنه و هر وقت که بتونه و بخوام دستم و میگیره که زمین نخورم.
ای بابا بذار پاشم خودم و جمع و جور کنم. اینطوری نمیشه زندگی کرد. اول و آخرش باید یه روزی این عشق هم تموم میشد اما دیگه نمیشه اسمش و عشق گذاشت.
خدا کنه هیچ وقت به تنفر تبدیل نشه.
دلم گرفته بود . خوب شد اومدم اینجا و دردو دل کردم.
مرسی که به حرفام گوش دادید.
دوستتون دارم.
|